شناسه خبر: 2902
23 ارديبهشت 1398
http://www.mazandrooz.ir/http://www.mazandrooz.ir/news/id,2902/چرا-با-طب-ایرانی-اسلامی-مخالفت-می-کنند؟.html

چرا با طب ایرانی اسلامی مخالفت می کنند؟

بسیاری از روش‌های درمانی طب ایرانی اسلامی نظیر حجامت، بادکش درمانی، زالودرمانی، فصد و رگ زدن، گیاه درمانی اسلامی و.. در کشورهای مختلف روزبروز در حال گسترش‌اند.

چرا با طب ایرانی اسلامی مخالفت می کنند؟

طی چند دهه اخیر، طب سنتی یا طب طبیعی به عنوان یک طب مکمل و جایگزین (TM/CAM) در بسیاری از کشورهای پیشرفته مورد توجه و حمایت قرار گرفته است. چه طب سنتی چینی چه هندی و یونانی و حتی ایرانی و اسلامی.

در انگلستان بیمارستان‌های دولتی مختص طب مکمل تاسیس شده است، در آمریکا از سال ۱۹۹۳ آموزش پزشکی مکمل در ۱۵ دانشگاه آغاز شد و اکنون به تعداد بیشتری رسیده است. همچنین در این کشور از سال ۱۹۹۵ برخی رشته‌های طب مکمل مثل طب سوزنی حتی تحت پوشش بیمه قرار گرفته‌اند، استرالیا و نیوزلند طب مکمل را به طور قانونی در نظام پزشکی خود پذیرفته اند و برنامه های آموزشی برای آن ارائه کرده اند.[۱]

این رغبت و حمایت نسبت به طب ایرانی اسلامی نیز بارز است. بسیاری از روش‌های درمانی طب ایرانی اسلامی نظیر حجامت، بادکش درمانی، زالودرمانی، فصد و رگ زدن، گیاه درمانی اسلامی و.. در کشورهای مختلف روزبروز در حال گسترش‌اند. در آلمان ۷۷ درصد کلینیک‌هاى ضد درد از طب سوزنى یا بادکش سرد استفاده مى‌کنند و امروزه وسایل پیشرفته در خصوص حجامت و بادکش و طب سوزنى و … ساخته شده است که جزو صنایع پزشکى محسوب شده و درصد قابل توجهى را به خود اختصاص داده‌اند.

در آمریکا از سال ۲۰۰۴ زالودرمانی قانونی شده است. در انگلستان بالغ بر ۱۱۶ مرکز رسمی حجامت تحت عنوان Hijama Clinic مشغول فعالیت هستند؛ بادکش درمانی با استقبال خوب کشورهای اروپایی و توسعه یافته مواجه شده حتی بین ورزشکاران المپیک به وفور رشد یافته است.[۲] طبق آمارها، ۷۰ درصد کانادایی ها و ۷۵ درصد فرانسوی‌ها دست کم یک مرتبه در سال از خدمات طب مکمل استفاده می‌کنند.

اما در ایران، دستگاه‌های دولتی خصوصا وزارت بهداشت مخالفت‌های حساب شده و بحث برانگیزی برای مقابله با فعالیت پزشکان طب سنتی و اسلامی داشته‌اند. مخالفت‌هایی که از دوره پهلوی در ایران باب شد و پس از آن نیز به میراث رسید و همچنان ادامه دارد. « قانون منع طبابت سنتی» در زمان رضاشاه وضع شد و پس از آن تحقیر و تحدید این شاخه از طب به شکل تبلیغاتی و حقوقی علیه این طب و شاخه‌های مختلف آن دنبال شد.[۳] به عنوان نمونه، حجامت هم در دوره پهلوی و هم پس از آن دچار قهر و ممنوعیت شد. ابتدا در سال ۱۳۳۴ انجام حجامت ممنوع شد. اما پس از انقلاب با رواج آن در طی دهه شصت، سازمان تحقیقات حجامت ایران تاسیس شد که پس از یک دهه در سال ۱۳۷۷ توسط وزارت بهداشت دولت خاتمی ممنوع و غیرقانونی شد و محکومیت‌های سنگین برای پزشکان و اساتید طب سنتی در پی داشت، حتی پزشکانی به جرم حجامت از کار اخراج و تبعید شدند.[۴]

اما پس از چندین سال با رای دیوان عدالت اداری و شورای نگهبان، و البته همزمان با قانونی شدن آن سازمان بهداشت جهانی و برخی کشورها چون آمریکا و .. ناگزیر مشروع و قانونی بودن آن پذیرفته شد.[۵] با این حال باسابقه ترین و اصلی ترین مرکز حجامت ایران مرکز تحقیقات حجامت ایران مجددا در دولت روحانی (اردیبهشت ۹۵) پلمپ شد و حتی تحقیقات در این مورد نیز ممنوع شد.[۶]

زالودرمانی (Hirudo medicinalis) حوزه بعدی ممنوعیت بود. علیرغم آنکه ایران زادگاه زالودرمانی است و حتی سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) از سال ۲۰۰۴ زالودرمانی را قانونی اعلام کرد و شروع به واردات و کشت زالو کرد، تا سال‌ها این شیوه درمانی در ایران ممنوع و مهجور بود. حتی وزیر بهداشت دولت احمدی‌نژاد، باقری لنکرانی رسما اعلام کرد زالو درمانی جرم است و با عوامل آن برخورد می‌کنیم. [۷]

مهجوریت و محدودیت علیه طب سنتی و اسلامی در حوزه آموزشی نیز ساری و جاری است. وزارت بهداشت و سازمان‌های پزشکی نوین تحت فشارها اقدام به تاسیس دانشکده طب سنتی در چند واحد کرده اند، اما با شرایط بسیار رقت بار فارغ‌التحصیلان این دانشکده حق طبابت ندارند.

حتی یک واحد درسی در رشته‌های پزشکی ما در خصوص موضوع طب اسلامی-ایرانی وجود ندارد و پزشکان ایرانی هیچ گونه آموزش آکادمیک و دانشگاهی در خصوص طب کهن و مفید خود و حتی خواص گیاهان دارویی نمی‌بینند.[۸] حال آنکه ترکیب دو علم پزشکی مدرن و سنتی می‌تواند روند درمان بیماری‌های مختلف را تسریع بخشد و زمان و میزان نیاز به دارو را کاهش دهد. این ناآگاهی عمدی نسبت به طب گیاهی و متمایل به طبیعت درباره دانشجویان سایر رشته ها نیز وجود دارد. به نحوی که طبق تحقیقات، دانشجویان اندک اطلاعات خود درباره خواص گیاهان دارویی و طب سنتی و اسلامی را از تلویزیون و عطاری‌ها می‌گیرند، نه دانشگاه.[۹]

بدتر آن که مخالفت‌ها با طب سنتی و اسلامی، نه فقط نرم و سلبی که حتی به شکل خشونت آمیز و قهرآمیز نیز انجام گرفته است. تخریب چهره و ممانعت علیه مراکز طب سنتی و اسلامی و حتی توقیف و تعلیق طبابت سرآمدان این حوزه نظیر دکتر روازاده، دکتر خیراندیش و آیت الله تبریزیان و.. از این جمله است. متاسفانه رفتار دستگاه های بهداشت و درمان کشور برخوردی قهری و محکوم کننده است، و نه برخوردی علمی و مسالمت جویانه با هر آنچه مربوط به طب مکمل است.

آنها هرگز تلاش نکرده‌اند طب سنتی را که ادعا دارد گنجینه‌ای از تجربه تداوی چندهزار ساله دارد و طب اسلامی را که ادعا دارد بر اساس منابع فقهی استوار است، با روشی تحقیقاتی و علمی بسنجند و بیازمایند و مورد محک تحقیق و تجربه قرار دهند. بلکه صرفا با انکار و محکومیت و حتی ردیه گرفتن از برخی به جنگ این علوم آمده‌اند. موضوعی که از مشی علمی و خردگرا به دور است و صرفا برخوردهای قرون وسطایی با علم را به خاطر می‌آورد.

همه این ها این در حالی است که تجربه طب سنتی و مکمل در ایران بیانگر خدمات ارزشمند آن برای سلامت و بقای جامعه با هزینه‌های اندک است. و وجود تعدادی عناصر کلاهبردار و شیاد بهانه و انگیزه خوبی برای محروم کردن جامعه از آموزه ها و خدمات طب مکمل نیست و نوعی تضییع حق بقا و حق سلامت است.

بنا بر آنچه گفته شد، پذیرش و رسمیت یافتن طب سنتی به عنوان یک شاخه از علوم پزشکی و تایید کارا بودن آن (هرچند نسبی) در درمان امراض و بیماری ها گام اول استفاده از طب اسلامی­_ ایرانی  است. نظام پزشکی ایران به برنامه ای مدون برای تحقیقات علمی درخصوص مقارن سازی طب نوین و طب اصیل (جایگزین) نیازمند است که به دور از تعصب و صرفا بر اساس بینش علمی و منطقی به استفاده از طب سنتی و ایرانی مبادرت ورزد.

شبکه نفوذ که به دنبال بایکوت و حذف این علم مفید است شناسایی و قطع ید شود. آموزش های آکادمیک و رسانه ای برای فرهنگسازی استفاده از طب سنتی و اسلامی که گاه تاثیری بسزا در کاهش طول درمان و نیاز به داروهای متعدد و مکرر دارد، رواج یابد و  فوبیای کنونی جامعه پزشکی و وزارت بهداشت نسبت به این شاخه از علم، درمان شود.

همرسانی: این مطلب را به دوستان خود برسانید
کلمات کلیدی : طب ایرانی اسلامی
ارسال نظر
CAPTCHA
مشاهد نظرات
آخرین اخبار