شناسه خبر: 106
18 دی 1396
http://www.mazandrooz.ir/http://www.mazandrooz.ir/news/id,106/به-بهانه-ی-سالروز-واقعه-ی-هجده-دی-ساری-/-آشنایی-با-مبارزان-و-شهدای-انقلابی-هجدهم-دی-ماه.html

به بهانه ی سالروز واقعه ی هجده دی ساری / آشنایی با مبارزان و شهدای انقلابی هجدهم دی ماه

حدود ۲۰ هزار نفر از مردم ساری از خیابان شاه عباس(۱۸ دی کنونی) به سمت دروازه گرگان(میدان شهدا کنونی) که محل تجمع تظاهر کنندگان بود حرکت کردند که در همین بین به تدریج درگیری بین مردم و ارتش شروع می شود.

به بهانه ی سالروز واقعه ی هجده دی ساری / آشنایی با مبارزان و شهدای انقلابی هجدهم دی ماه

به گزارش مازند روز : طبق فرمان امام که از مردم خواسته بودند این روز را به پاس شهدای مردم قزوین،مشهد،کرمانشاه و… مراسم بگیرند ۱۸ دی عزای عمومی اعلام شده و سراسر کشور شاهد تظاهرات مردمی بود.

حدود ۲۰ هزار نفر از مردم ساری از خیابان شاه عباس(۱۸ دی کنونی) به سمت دروازه گرگان(میدان شهدا کنونی) که محل تجمع تظاهر کنندگان بود حرکت کردند که در همین بین به تدریج درگیری بین مردم و ارتش شروع می شود. عبدالوهاب قاسمی و عبدالاحمید عبدالاحد به بالای ساختمانی در کنار بانک سپه در آن میدان رفته و خود را برای سخنرانی های آتشینشان مهیا می ساختند. شهید عبدالوهاب قاسمی به قرائت قطعنامه روز ۱۸ دی ۵۷ با جوش و خروش پرداخت و اعتراضات خود به کشتار رژیم طاغوت و اعلام برائت از این رژیم و شخص شاه را با صدای بلند فریاد زد و به جمعیت شوری تازه بخشید. شیخ عبدالحمید عبدالاحد که در مواضع و سخنان خود بسیار تند و گزنده سخن میگفت پشت تریبون ایستاد و سخنانی کوبنده را نثار رژیم شاهنشاهی نمود و دستان شکسته خود را رو به آسمان کرده و در پیشاپیش مردم با صدایی بلند فریاد زد: این است سند جنایت رژیم پهلوی.با چنین سخنانی مردم روحیه ای دوچندان و شوری مضاعف در خود احساس کردند و علیه رژیم شاه با صدایی بلند شعار سر دادند طوری که ارتش،حضور مردم بی دفاع را بسیار هولناک یافت و تصیمیم گرفت که باید با آنها با زبان گلوله و آتش سخن کند.درگیری بین مردم و ارتش بیش از پیش روی گرفت و به گفته ی حاضرین ارتش از هیچ تجهییزاتی برای مقابله با مردم بی دفاع مضایقه نکرده و نتیجه ی این درگیری ۳۶ شهید از مردم جان بر کف ساری و مازندران بود.

به نقل از حجت‌الاسلام دکتر بهاری:در جریان درگیری روز ۱۸ دی ۵۷ در ساری دیدم یک روحانی با سرعت و صلابت به سمت تفنگداری که به سمت مردم شلیک می‌کرد، رفت. وحشت کردم با خود گفتم: این روحانی کیست؟ و چه جرأتی دارد! می‌خواهد چه کار کند؟ دیدم رفت در مقابل تفنگدار ایستاد و گفت: آقا به طرف مردم شلیک نکن. ما اینها را آورده‌ایم. سپس اشاره به طرف قلب خود کرد و گفت: به من شلیک کن، به مردم شلیک نکن. این عمل شهید قاسمی آنچنان زیبا و موثر بود که آن نظامی احساس شرم کرد و تیراندازی به طرف مردم را قطع و لوله تفنگش را به طرف هوا گرفت و به شلیک هوایی پرداخت.همانطور که حضرت امام (ره) فرمودند و مقام معظم رهبری برآن حرف تکیه دارند عبدالحمید عبدالاحد فردی خستگی ناپذیر، پارسای شب و شیری در روز بود.(به نقل از سرتیپ دکتر سهرابی مشاور مقام معظم رهبری در امور ناجا).

و مقام معظم رهبری درباره شهید قاسمی می فرمایند : فریاد جوش و خروش آقای قاسمی در مدرسه سلیمان خان مشهد هنوز در گوشم است.این دو عزیز به دلیل فعالیت های بسیار جسورانه بر ضد رژیم شاهنشاهی و ادامه مبارزات علیه ضد انقلابی ها و پافشاری بر مواضع انقلابی خود بعد از پیروزی انقلاب، در لیست ترور گروهک های منافق قرار می گیرندشهید عبدالوهاب قاسمی که قبل از انقلاب بارها توسط ساواک دستگیر شده و شکنجه شدند بعد از انقلاب در حالیکه نماینده مردم ساری در مجلس بود روز آرامی بر خود ندید و در ترور ۷ تیر ماه ۶۰ بدست منافقین کوردل دعوت حق را لبیک گفت.عبدالحمید عبدالاحد هم در ۲۶ مرداد همان سال در حالیکه هنوز داغ یار انقلابی اش عبدالوهاب را در دل داشت در خیابان فاطمی تهران ترور شد که گلوله های نفاق منافقین بر کتف و دستانش نقش بست ؛ همان دستهایی که در راه انقلاب شکسته شد.مردمان و شهیدان انقلاب اگرچه از یاد مسئولین و مدیران رفته اند اما هرگز یاد و خاطره ی آنها از ذهن مردمان انقلابی مازندران بیرون نمی رود.

 

آشنایی با شهدای واقعه :

شهيد عسگري توفيقي
شهيد عسگري توفيقي، در سال 1319 در خانواده اي مستضعف و محروم در شهرستان ساري متولد گرديد. به علت تنگي معيشت نتوانست بعد از دوم ابتدايي به ادامه تحصيل بپردازد و ناگزير شد به منظور كمك به اقتصاد خانواده به اشتغال روي آورد و به عنوان شاگرد درودگر مشغول به كار گرديد با پشتوانه ي تربيت خانوادگي، مقيد به اداي فرايض و شركت در مراسم مذهبي بود، تا آنجا كه حتي مستحبات را نيز به جا مي آورد و براي خواندن نماز شب نيمه شب ها از خواب نوشين خود مي گذشت. زماني كه 19سال از عمرش سپري شد، جهت انجام خدمت سربازي روانه ي ارتش گرديد، اما روح سركش و فطرت آگاهش توان تحمل خدمت در آن محيط نامطلوب و ستم زده را نداشت و بارها و بارها از خدمت سربازي متواري گرديد، تا آن كه سرانجام بعد از دو ماه توفيق يافت كه از خدمت سربازي معاف شود.
در سال 1349تاهل اختيار نمود و از آنجا كه به زندگي ساده و فارغ از تجمل پاي بند بود، مراسم ازدواجش در نهايت سادگي و به دور از هر گونه اسراف برگزار گرديد. در سال 1356با استماع نوارهاي حضرت امام خميني(رحمت الله عليه) شيفته حضرتش گرديد و از همان زمان به بعد زندگي سياسي و اجتماعي جديدي براي آن مجاهد نستوه رقم خورد و تهيه و تكثير و توزيع نوارهاي سخنراني حضرت امام را از آن روز به بعد شروع نمود.
در بيست و يكم ماه رمضان سال 1357 با آن كه اختناق شديدي در جامعه آن روز حاكم بود، به خاطر صلوات فرستادن بعد از شنيدن نام حضرت امام توسط ساواك دستگير و پس از سه روز حبس و شكنجه و پرداخت جريمه نقدي و دادن تعهد آزاد گرديد.
حبس، شكنجه، جريمه نقدي و تعهد كتبي هم قادر نبود كه او را از راه مقدسي كه در پيش گرفته بود، منصرف نمايد و هر روز بيش از پيش، دامنه ي فعاليت هاي مذهبي سياسي اش گسترش مي يافت.
شهيد توفيقي، خالصانه در راه تحقق اهداف نهضت و انقلاب شركت مي جست و از هيچ كوشش و مجاهدتي جهت نيل به اهدافش دريغ نمي ورزيد. روز دوشنبه 18دي ماه سال پنجاه و هفت در تظاهراتي كه در ساعت 10صبح از مسجد جامع ساري شروع شده بود، طبق معمول شركت نمود و به همراه خيل جمعيت به طرف ميدان شهدا حركت نمود.
شعارهاي مردمي كه با مشت هاي گره كرده و فرياد سهمگين توام شده بود، آن چنان هراسي در دل ماموران افكند كه آنان تنها راه مقابله را محاصره ي شركت كنندگان در تظاهرات و محصور كردنشان با سيم هاي خاردار دانستند. از سوي ماموران بيم آن مي رفت كه هر لحظه مردم به سوي مجسمه ي شاه يورش ببرند و آن را به پايين بكشند. از اين رو به منظور جلوگيري از اين اتفاق دستور شليك صادر گرديد و متعاقب با شليك مسلسل ها بهترين مردم روزگار را در خونشان شناور ساختند.
شهيد توفيقي نيز در اين تظاهرات بر اثر تير مستقيم كه از اسلحه ي كلت مزدوري شليك گرديد و به او اصابت كرده بود، دعوت حق را لبيك گفت و در خلدبرين سكني گزيد. شهيد عسگري توفيقي مسن ترين شهيد دوران انقلاب شهرستان ساري است و در هنگام اجابت دعوت حق 38بهار را تجربه كرده بود.

 

شهید سید اسماعیل عابدین پور
ایشان در سن هفده سالگی در تظاهرات خیابان شاه عباس زمان طاغوت در تاریخ 18 دی 1357 شرکت نمود وشهد شیرین شهادت را نوشید و نامشان در میان خیل عظیم شهدای دانش آموز ثبت گردید.

روحشان شاد

 

تهیه ی خبر : علیرضا حیدری فرد

همرسانی: این مطلب را به دوستان خود برسانید
ارسال نظر
CAPTCHA
مشاهد نظرات
آخرین اخبار